در وصف محمدم - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:30
او مردیست ارام ....مرد رویاهای من .....پشت ان چشمان قهوای رنگ خشمگین مردیست مهربان وعاشق دستهایش یاداورعظمت وشکوه و میان ان بازوها میتوان ارامش را پیدا کرد بارهای بار راه رفتنهایش را به تماشا نشسته ام انگار هیچکس جز او در این خیابان قدم بر نمیدارد موهای مواجش یاد اورموجهای دریا ......و صدایش صدای جو...
دارم با خیالت نفس میکشم - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:30
محمد دلم برات تنگ شده بیشتر از هر وقتی نیاز به بودنت دارم ..............میدونم توهم مثل من دلخوری تو هم مثل من بغضتو میخوری نگاهت پر از حرفو درد دله ولی خب تموم میشه این فاصله دوباره مثل اون روزای قدیم که باهم تو بارون قدم میزدیم از احساس هم دیگه هض میکنیم زمین و زمانو عوض میکنیم نوشته شده در سه شنب...
ششمین دلنوشته - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:30
گاهی وقتا توی زندگی از کسایی نفرت پیدا میکنی که نسبت خونی باهات دارن و هرچقدر سعی میکنی ازشون دور بشی باز اونا رو اطراف خودت پیدا میکنی ................. دیشب که مادرم بانامردی تمام اونطر لحضه ی شادی منو به استرس عجیب مبدل کرد و صدای گوش خراشش توی ذهنم میپیچید دلم میخواست برم و تمام حرفهای 24سال زند...
هفتمین دست نوشته - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:30
توی همین لحضه که دارم مینویسم پر از حرف و دلتنگی پر از گلایه های کور و بسته هستم هرقدم که برمیدارم ذکر یا مهدی روی لبامه اقای خوبیها مهدی جان میشود نگاهی به ما بیندازی میشود دستهای خسته و پینه بسته ما را در دست بگیری نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۵ساعت 13:3 توسط Mr| |
منو محمد - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
دیشب محمدم تماس گرفت و به رسم همیشگی ما .اول صحبتهاش شوخی کرد ..منم جواب از روی شوخی بهش دادم کمی سکوت کرد و گفت من برم متوجه نشدم که از اون جواب من دلخور شده بود ...دوباره تماس گرفتم دیدم اخماش توی همه پرسیدم چی شده عشقم اونجا بود که متوجه شدم محمد به کوچکترین کلمات من هم حساسه کمی قربون صدقش رفتم ...
در وصف محمدم - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
او مردیست ارام ....مرد رویاهای من .....پشت ان چشمان قهوای رنگ خشمگین مردیست مهربان وعاشق دستهایش یاداورعظمت وشکوه و میان ان بازوها میتوان ارامش را پیدا کرد بارهای بار راه رفتنهایش را به تماشا نشسته ام انگار هیچکس جز او در این خیابان قدم بر نمیدارد موهای مواجش یاد اورموجهای دریا ......و صدایش صدای جو...
سینما - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
من کنار محمد امین نشستم به تماشای فیلم امین مثل همیشه با ذوق تمام به صفحه ی نمایش ذول زده و نگاه میکنه صدای خنده ی مردم خبر از حال خوب اونا میده و یا شایدم با و جود این همه درد دارن ساده میخندن ....................کسی چه میدونه شاید بین این همه ادم کسی باشه که برای اخرین بار اینجاس و یا شایدم کسی که...
دارم با خیالت نفس میکشم - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
محمد دلم برات تنگ شده بیشتر از هر وقتی نیاز به بودنت دارم ..............میدونم توهم مثل من دلخوری تو هم مثل من بغضتو میخوری نگاهت پر از حرفو درد دله ولی خب تموم میشه این فاصله دوباره مثل اون روزای قدیم که باهم تو بارون قدم میزدیم از احساس هم دیگه هض میکنیم زمین و زمانو عوض میکنیم
......... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
محمد دلتنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگم
....... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
دلم میخواد بمیرم خدایا اخه این رسمشه هیچکسونداشته باشم پشتم در بیاد ؟؟؟؟؟و بخوام براش حرف بزنم اخه چرا پدر مادر من اینطورین
هفتمین دست نوشته - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
توی همین لحضه که دارم مینویسم پر از حرف و دلتنگی پر از گلایه های کور و بسته هستم هرقدم که برمیدارم ذکر یا مهدی روی لبامه اقای خوبیها مهدی جان میشود نگاهی به ما بیندازی میشود دستهای خسته و پینه بسته ما را در دست بگیری
.......... - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:37
کجابرم خدایا به کی بگم غمم را که غم زبونمو سوزوندهچرا به لب بیارم که آتش درونم تا استخونمو سوزوندهاین منم که قمارو باخته رو نسیم آشیونه ساختهای دل پرآرزو با تو کنم گفتگو سنگ صبورم تویی تومانده به دریای غم در دل شبهای غم چشمه نورم تویی توکجا برم خدایا به کی بگم غمم راکه غم زبونمو سوزوندهچرا به لب بیا...

برچسب‌های مرتبط

منو محمد | آمنه محمدی منو تو | منو منو محمد السالم | اسمك منو محمد شبارقة | منو تو محمد یاوری | منو القال ليك محمد علاء | شفتو الحصل منو محمد حسن | منو باور کن محمد طاهری | سيبك منو محمد بشار | منو زوجة محمد بن سلمان